
- زجر کشیده، تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری درخطاب و سخن گفتنت جلوه کند.
- چونعاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که: خدا در قلب من است، شایسته تر آن که گفتهآید: من در قلب خداوندم.
-هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوه ها و دریاها و جنگل ها باخودکم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند.
- آنچهامروز شما راست، یک روز به دیگری سپرده شود. پس امروز به دست خویش عطا کنید، باشدکه شهد گوارای سخاوت نصیب شما گردد نه مرده ریگی وارثانتان.
- اگرگام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی، برای همیشه برتری نسبتبه کس دیگر نخواهی یافت. برای تو کافی است که گام در معبدی نهی بی آنکه کسی تو راببیند.
- دهش،آنگاه که از ثروت است و از مکنت، هر چه بسیار باز اندک باشد، که واقعیت بخشش،ایثار از خویشتن است.
- رابطه ی قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد.
- پندآموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمینبیرون کشد، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت!
- تاسف،ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره میسازد در حالی که تاثیر جرایم را محو نمیکند.
- کار،تجسم عشق است.
- اندوهو نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط.
- زندگیروزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست.
-برادرم تو را دوست دارم، هر که میخواهی باش، خواه در کلیسایت نیایش کنی، خواه درمعبد و یا در مسجد. من و تو فرزندان یک آیین هستیم.
- درپهنه ی پندار و خلسه ی خیال، فراتر از پیروزی های خود برنشویید، و فروتر از شکستهای خود نروید.
- چه ناچیز است زندگی کسی که با دست هایش چهره ی خویش را از جهان جدا ساخته و چیزی نمیبیند، جز خطوط باریک انگشتانش را.
- حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوشتواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر.
- چهزیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری.
-بسیاری از دین ها به شیشه ی پنجره می مانند. راستی را از پس آنها می بینیم، اماخود، ما را از راستی جدا می کنند.
- ایماناز کردار جدا نیست و عمل از پندار.
- انسانفرزانه با مشعل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد.
- اگراز دوست خود جدا شدی، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی، زیرا آنچه از وجوداو در تو دوستی و مهر برانگیخته است، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر ازدوران حضورش باشد.
- بهرویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند.
- بهراستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟ خداوند، درهایفراوانی ساخته که به حقیقت گشوده میشوند و آنها را برای تمام کسانی که با دستایمان به آن می کوبند، باز می کند.
- همهآنچه در خلقت است در درون شماست و هر آنچه درون شماست در خلقت است.
- کسیکه بخشش می کند زمانی به نشاط واقعی دست می یابد که پس از جستجوی فراوان .نیازمندیرا پیدا کند که عطای وی را بپذیرد. تلاش برای یافتن چنین شخصی، از این کار لذت بخشتر است.
-درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنهاکاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش در آوریم.
- ومردم هرگز نمیدانند پیشوا جز ذات عظیم آنها که به سوی آسمان سیر می کند، شکاریندارد.
- هیچکس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد، جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشتهو شما از آن غافل بوده اید.
- قلبشما در سکوت و آرامش به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوش هایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی راکه بر قلب هایتان فرود می آید، بشنوند.
- گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است در لحظه ای که خود نمیدانید کشف خواهد شد.
- شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم.
- آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغماببرند.
- هر ضعیف و ناچیزی که در میان شما عذاب دیده و نابود گشته استنیرومندترین و ایستاده ترین چیزی است که در هستی شماست.
- عبادت، گستردن جان است بر کرانه ی هستی و آمیزش انسان است بااکسیر حیات.
- حیات درختان در بخشش میوه است. آنها می بخشند تا زنده بمانند،زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند.
- اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی.
- شادی را هیچ قدیسی نمی تواند به تو ارزانی دارد، تو باید خود اینثروت را کسب کنی.
- به فرزند، عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز، که وی راافکاری دیگر به سر است، تفکراتی از آن خویشتن.
- شما دل به یار خود بسپارید، ولی نه برای نگهداری آن، زیرا فقطگرمی زندگی است که میتواند دلها را حفظ کند.
- بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شب هایت آرامشبخشد.
- اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود، بگذار تابا مد آن نیز آشنا گردد، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشیتنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی؟
- آه این زندگی است که زندگی را می طلبد، به توان و امید، بهاشتیاق و شور، اما به قالب اندام هایی در آمده است که دلواپس مرگند و نگران گور.در اینجا هیچ گوری نباشد، هیچ گوری.
- آرامش گهواره ایست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک.
- عشق هنگامی که شما را می پرورد، شاخ و برگ فاسد شده را هرس میکند.
- جهت الهی شما دریایی است پهناور و بی ساحل. ذات الهی شما از ازلپاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند.
- با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنید که چشم هایشان چهرهسال ها را دیده و گوش هایشان، نوای زندگی را شنیده است.
- طبیعت با آغوشی باز و دستانی گرم از ما استقبال کرده و می خواهدکه از زیبایی اش لذت بریم. چرا انسان باید آنچه در طبیعت ساخته شده است از بینبرد؟
- به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمتکنید. به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل، سپیدهمیدمد و جان تازه می شود.
- نصیحت جبران خلیل جبران به زوج های جوان به هنگام شادی و همگامنغمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوتخویش آسوده باشد و تنها، چون تارهای عود که تنهایند، هر کدام اما بهکار یک ترانه ی واحد در ارتعاش.
جملات کوتاه و زیبای جبران خلیل جبران...
ما را در سایت جملات کوتاه و زیبای جبران خلیل جبران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:55